" فارغ التحصیلان تربیت بدنی ۸۹ گیلان "

 

www.endtb89gilan.blogfa.com



تاريخ : سه شنبه 17 تیر1393 | 17:17 | نویسنده : فروهر طاهرخانی |
جدی جدی

این نیز گذشت!

قبل از هر چیز بگم که من یه تاخیر خیلی اساسی داشتم! 7 تیر (افتتاحیه وب) باید می اومدم اما حالا چندمه؟!!! ببخشید! به شدت وقت نداشتم!!!

خب

چی بگم؟!

یه کم سلام و احوال پرسی! بعد اینکه امیدوارم که الان هر جا هستید راضی باشید از لحظه ها!

با اجازه قرار شد که آخرین مطلب وب رو بذارم!

اما خب راستش نمی دونم چطور تمومش کنم!

 

دیگه بالاخره این مطلب آخرو هم یه جور باید شروع کرد...

7 تیر 90 این وب رو ساختم! تا یه جایی باشه که بتونیم کنار هم باشیم! همین!
نمی دونم کار خوبی کردم یا نه!
خودم با اینکه خیلی جاها دلم گرفت اما از ساختن این وب هیچ وقت پشیمون نشدم!
می دونم خیلی ها راضی نبودن!خیلی ها هم ناراضی بودن!!!
اما یه عده ای هم بودن که همیشه حمایت کردن!
ولی در کل راستش راضی نگه داشتن بچه ها خیلی سخت بود...خیلی!
زیاد سعی کردم! اما خب...!

همه ی اینا ولی گذشت...

روز اول تنها بودم! بعد فاطمه، نیما، سجاد، نرگس، ابوالفضل، معین، حکیمه، علی اضافه شدند!

مهر ماه شد و کم کم بچه ها اومدن!

وریا، الهه، الهام، پریسا، بهمن، مینا، مهیار، نازنین، اسعد، میثم، فرهاد، فهمیه، فریبا، کیوان، طیبه، سامان، احد و البته عضو فعالمون لیلا !

همگی دستشون درد نکنه، با همه ی بودن ها و نبودن هاشون، ممنون و خسته نباشند!

همین که وب تا امروز نفس کشید، بازم خیلی با ارزشه...

از معین هم که مدیر بود، تشکر ویژه، خیلی خیلی ممنون، زحمت کشید، خسته نباشه!

کلا دست همگی درد نکنه، همه ی بچه های غیر وبلاگی، بچه های رشته های دیگه، دانشگاه های دیگه، همه و همه، یه دنیا ممنون!

دیگه اینکه خلاصه کارشناسی تموم شد!

وبلاگ کارشناسی هم تموم شد!

حرف دارم اما نمی دونم چی بگم ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

خدایم را سپاس که تمام شد !

 

من می خندم ، تو هم بخند !

 

و هیچ گاه مگذار کسی اشک هایت را ببیند . . .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

یه حرف دلتنگ: این وبلاگ برای همیشه تعطیل شد! کاربری همه ی نویسنده ها هم بسته شد!

یه حرف دلشاد: وبلاگ فارغ التحصیلان تربیت بدنی 89 گیلان شروع به کار کرد!

پس می شه ادامه داد...اون وب منتظر تک تک ۸۹ای ها می مونه...دست سامان هم درد نکنه که زحمتشو کشید...هر کسی هم که خواست نویسنده باشه خبر بده!

دیگه اینکه ، ...

هیچی!

تا ابد مثل خودت زندگی کن...

 

راستی بازم :

 

 " این نیز می گذرد "  

 

نوشت ۱ : ببخشید! خیلی خوش فرم ننوشتم! بذارید به حساب اینکه سخت بود!

نوشت ۲ : ببخشید! به خاطر همه چیز، همتون حلال کنید!

نوشت ۳ :  ادامه مطلب!

 

نوشت آخرم :

 من یک برگ برنده با خود دارم و آن صبر من است ! "

 صبور باش ! 

می شود . . .

 

 

  7 تیر 90 شروع شد 

 

 17 تیر 93 تموم شد 

 

خدافظ 



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 17 تیر1393 | 17:7 | نویسنده : فروهر طاهرخانی |

خدایا تو را سپاس به خاطر لبخندها و اشک ها . . .

" برای خاطر تمام لحظه ها "

__________________________

نوشت: خواستم حرفی بزنم ، اما در حال حاضر هیچ حرفی کامل نیست !

 

فقط اینکه:

آسمان بار امانت نتوانست کشید          قرعه کار به نام من دیوانه زدند

. . . 



تاريخ : جمعه 6 تیر1393 | 4:4 | نویسنده : فروهر طاهرخانی |

این لوگو رو همین الان طراحی کردم.

امیدوارم خوشتون بیاد. لطفا نظر یادتون نره.

ممنون...

 



تاريخ : چهارشنبه 28 خرداد1393 | 2:52 | نویسنده : سامان محمداسماعیلی |

 

 

سلام بچه ها

اونایی که کلیپ گفتوگوی فردوسی پور با این سید مارو دیدن ، دیدید بنده خدا راست میگفت ما کلی بهش خندیدیم



تاريخ : پنجشنبه 22 خرداد1393 | 1:17 | نویسنده : کیوان اسحاقی |
سلام...

سلامی به قشنگی یک خاطره...

حالا که روزای آخر عمر tb89 تو دانشگاه گیلانه....

من یه خواهش دارم....

بیاید این روزا و هفته های آخر خوب باشیم....

اسم ما واسه همیشه مثل خورشید تو آسمون این دانشگاه بدرخشه....

فکر کنید....به همه این 4 سال فکر کنید....همین....

همه جا و همیشه tb89 رو به یاد داشته باشید.....

هر جا میرید،هر کاری میکنید،زیر سایه خدا مهربون ایشالا به خوبی و موفقیت....



تاريخ : چهارشنبه 14 خرداد1393 | 19:40 | نویسنده : معین رحمنی |
سلام بچه ها منتظر شدم شما هم حرکتی از خود نشون بدید ولی انگار نه ! یا همه مردید یا کار دارید یا درس دارید یا وقت ندارید بیایید به وب ( مثبت اندیشی رو حال کردی )

اشکال نداره وقت کردید بیایید ..........

 

اینجا کردستانه....................

 

 

 



تاريخ : دوشنبه 12 خرداد1393 | 0:7 | نویسنده : کیوان اسحاقی |

دیروز در حال خوردن غذا در یک رستوران بودم. یک زن و مرد که به نظر دوست یا

همسران تازه نفس می رسیدند، روی میز کناری نشَسته بودند.دیدم که زن برای

شستشوی دستشهایش بلند شد. مرد با نگاه های مهربان و لبخند محبت آمیزش،

زن را تا درب دستشویی بدرقه کرد.بلافاصله پس از بسته شدن درب، مرد به

سمت موبایل زن هجوم آورد و مشغول جستجو در موبایل شد.چهره اش مانند

آیینه ای بود که میتوانستی نوشته های داخل موبایل را در آن بخوانی. گاهی

شاد.گاهی غمگین. گاهی کنجکاو. گاهی بی حوصله.به سرعت موبایل را در جای

خود گذاشت و زمانی که زن برگشت، با همان لبخند همیشگی،با زن صحبت

کرد.این بار در چهره اش نشانه ای از غرور و زیرکی نیز دیده میشد. میتوانم فکر

کنم که در آن لحظه با خودش چه می اندیشیده است... 

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 11 خرداد1393 | 12:31 | نویسنده : ابوالفضل کریمی |

سايت شبکه ورزشی ESPN پوستر 32 تیم حاضر در جام جهانی را طراحی و منتشر کرد.

 

برای دیدن سایر تیم ها اینجا کلیک کنید.



تاريخ : دوشنبه 5 خرداد1393 | 1:40 | نویسنده : سامان محمداسماعیلی |

 

تزئین خیابان با گل به مناسبت جام جهانی

(برزیل) 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 31 اردیبهشت1393 | 3:52 | نویسنده : فروهر طاهرخانی |

در عکس پایین تابلو روی دیوار چه چیزی کم دارد ؟

 

با دیدن این عکس و پاسخ دادن به آن راز و رمز شخصیت خود را پیدا کنید.

به گزارش دریچه فناوری اطلاعات باشگاه خبرنگاران ؛ تابلویی که در عکس می‌بینید جاده‌ای را نشان می‌دهد که به یک خانه منتهی می‌گردد. این صحنه چه چیزی کم دارد؟


- یک درخت

- یک آبگیر (برکه)

- آدمها

- یک تکه ابر

- یک ماشین

لطفا از گزینه های بالا یک پاسخ را انتخاب کنید .

و ادامه مطلب را ببینید...



ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 29 اردیبهشت1393 | 10:0 | نویسنده : کیوان اسحاقی |
به نام خدا

سلام بچه ها خوبید ، خشید ، خرمیید ، نیستید !!!!! بابا بیاید به وبلاگ نامرد نباشید...

 

بچه ها آرزوهای خودتونو میدونید که منظورم سنین خودمونه یکی میگه خدا ماشین ، یکی میگه خونه ، یکی قبولی ارشد ، یکی شوهر خوب و.........        الی ماشاالله

 

ولی آرزوی بچه های کوچیک به نظرتون چیه یا اصلا چی باشه خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

بریم ادامه خودتون ببینید



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 26 اردیبهشت1393 | 23:43 | نویسنده : کیوان اسحاقی |



تاريخ : چهارشنبه 24 اردیبهشت1393 | 22:47 | نویسنده : فریبا معدن شکاف |
مردی بر همسر خود در آشپزخانه وارد شد و از او پرسید کدام یک از فرزندان خود را بیش از دیگر فرزندانت دوست داری؟؟؟
همسر او گفت: همه‌ی آنها را!!! بزرگشان و کوچکشان!!! دختر و پسر همه یکسانند و همه را به یک اندازه دوست دارم!!!
شوهر گفت : چگونه دل تو برای آنها همه جا دارد؟؟؟
همسر جواب داد: این خلقت خدا است که مادر دلش برای همه فرزندان خود وسعت دارد!!!
مرد لبخندی زد و گفت: اکنون شاید بتوانی بفهمی که چگونه دل مرد برای چهار زن همزمان وسعت دارد!!!
.
.
.
.
.
خدایش بیامرزد!!!!
روش والایی در قانع کردن داشت، لیکن موقعیتش در آشپزخانه غلط بود!!!!
.
.
.
.
.
مراسم آن گل تازه در گذشته صبح و بعد الظهر فردا برگزار می‌شود!!!!



تاريخ : چهارشنبه 24 اردیبهشت1393 | 22:44 | نویسنده : فریبا معدن شکاف |

گاهی لــحظه های ســــکوت

پــر هیاهو ترین دقـایق زندگی هستند

مــملو از آنــــــچـــه مــــی خواهیم بـگوییم ولی نــمی توانیم بگوییم . . .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زندگی گفت :

هیس س س ! ! !

گفتم :

چرا ؟

گفت :

ساکت باش تا بشنوی ! ! !

گفتم :

چی رو ؟

گفت :

همونی که تا حالا نمی شنیدی ! ! !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت عمومی :

چیز خاصی مد نظرم نیست !   

پی نوشت اختصاصی :

تبریــــــــــــــــــــــــــــــــک به همه ی بچه هایی که تو ارشد ، خوش درخشیدند .

حال آیندتون سرشار از گذشته ی زیبا  

راستی رساله ی دکتری ، بگو ایشاااااااااااااااااااله !

 برایت خوبی را آرزو می کنم!



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 24 اردیبهشت1393 | 20:19 | نویسنده : فروهر طاهرخانی |

به نام خدا..........

                              ،  قرآن  ،


 قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 17 اردیبهشت1393 | 13:35 | نویسنده : کیوان اسحاقی |
از ترم ۱ تو دلم مونده بود !

هی فکر می کردم که بالاخره درست می شه !

اما نه بابا !

 

 

 

 

(نمی دونم چرا هر کار کردم نشد ۲ تا عکس خوب بگیرم!!!) 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 گذشته ی زندگیت مهم نیست ،  

 امروزت مهم است که ؛  

 چه گذشته ای برای فردایت می سازی . . .  

          



تاريخ : جمعه 12 اردیبهشت1393 | 3:1 | نویسنده : فروهر طاهرخانی |

سلام بچه ها حالا که تعداد کمی از دوستان میان به وبلاگی که ابتداش نوشته بودیم که : حالا که آمده ایم ، بگذار تا آخر برویم  که البته از همون تعداد هم خواهش میکنیم باز بیان ، من می خوام یک کار تازه بکنم اونم این که یک سری عکس از طبیعت استانم (کردستان) براتون میزارم که هم نظر بدید و هم اینکه هرکی هر چی از استان خود و محل خود داره که میتونه جالب باشه حالا لباس ، طبیعت ، یا هرچی که باشه بیاره و رو کنه بسم الله...........


Kurdistan in Spring 11 طبيعت زیبای استان کردستان در فصل بهار


                                                                              جهت دیدن بقیه برو ادامه....................


                                                    جهت دیدن بقیه برو ادامه...............




ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 10 اردیبهشت1393 | 13:18 | نویسنده : کیوان اسحاقی |

پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند

آری! اگر بسیار اگر کم فرق دارند

 

شادم تصور می کنی وقتی ندانی

لبخند های شادی و غم فرق دارند

 

بر عکس می گردم طواف خانه ات را

دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند

 

. . .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 و  بدانیم تفاوت ها را . . .  



تاريخ : پنجشنبه 4 اردیبهشت1393 | 1:34 | نویسنده : فروهر طاهرخانی |
به نام خدا..

                 تبریک با تاخیر

کارت پستال عاشقانه مادر


مامان مهربانم، آهنگ صدایت، زیباترین ترانه زندگی‌ام، نفس هایت، تنها بهانه نفس کشیدنم و وجودت تنها دلیل زنده بودنم شد. 

                                    روزت مبارک



تاريخ : دوشنبه 1 اردیبهشت1393 | 12:19 | نویسنده : کیوان اسحاقی |